تبليغاتX
آدمکده

 

اواخر دهه هفتاد رو دیگه اکثرا به یاد داریم . دموکراسی ، جامعه مدنی ، حقوق بشر ، پلورالیزم دینی ، جامعه باز ٬ قانون گرایی حقوق شهروندی ، همه شعارهایی بود که اون روزها برای چندمین بار در تاریخ همین سرزمین داشت غرغره میشد و عده ای هم به خیال نو بودن این شعارهای رنگارنگ خودشون رو به آب و آتیش میزدند و همه این شعائر زیبا رو در سرنگی به نام "آزادی" به دانشگاهها و بطن جامعه تزریق میکردند و به این نام ها و با نقاب روشنفکری دینی چه کارها که صورت نگرفت و چه خدماتی به انقلاب نشد و ..که حالا بحثی نمی کنیم. خیلی  فیزیکی و ماشین حسابی و آینشتنی بخوایم به اون سالها نگاه کنیم میشه گفت تغییرات دهه هفتاد عکس العمل حاصل از عمل دهه شصت بود. عکس العمل و فریادی بود که از سر فشار و فضای بسته دهه شصت به وجود اومد. و به عبارتی ما که دهه شصت از اون لب بوم آویزوون بودیم و داشتیم می افتادیم دهه هفتاد اومدیم بالا عرض بوم رو طی کردیم و حالا چند سالی میشه که از این یکی لبه بوم آویزونیم. ! روسری های بلند و مقنعه های گشاد به تیکه پارچه های سی الی شصت سانتی تقلیل یافت شلوارها تنگ شد  بعد کوتاه شد (و تا چند سال پیش داشت به شلوارک تبدیل میشد) . مانتوها تنگ شد بالا رفت بالاتر بالاتر...آستین ها کوتاه شد و دست آخر مدل لباس یک زن ایرانی متجدد و مدرن و های کلاس شد "این" . مدل لباس یک دختر ایرانی از همه جا بیخبر و اغفال شده و ساده و عقب مونده و مرتجع هم شد "این".(که البته واقفیم که این عناوین همه اتیکت های مرسوم هستند)  و از اونجا که هالیوود ، بالیوود ، قالیوود ، فالیوود ، کانال های فشن و غیر فشن ، جنبش های به اصطلاح فمینیستی ، شعائری مثل حقوق بشر ، حقوق زنان ، آزادی ، فعالیت آزاد در عرصه اجتماعی ، جامعه باز ، لا اکراه فی الدین ! روسری بی توسری و غیره و غیره و غیره همه و همه پشت سر گروه اول بودند و مستقیم و غیر مستقیم از دهان همین دور و بری ها و قوم و خویش و دوستان و نت و غیره حرفهاشون رو می زدند و گروه دوم رو تحت فشار می گذاشتند و میگذارند دور از انتظار نبود روز به روز از گروه دوم کم بشه و به گروه اول اضافه بشه و حرفهای رضا خان صد سال پیش و اطرافیانش بعد از گذشت صد سال برای چندمین بار در همین صد سال ، نقل محافل بشه و با آب و تاب با عنوان "فریادهای منادی آزادی " و عناوین مشابه زده بشه و زده میشه و زده خواهد شد. بذارید از همین رضا خان شروع کنیم.

 شنیدن اسم رضا خان و شاهکارش که همون کشف حجاب باشه خیلی ها رو فقط یاد حماقت ایشون میندازه واین رو به ذهن متبادر میکنه که تمام مشکلات پوشش امروز صرفا ماحصل حماقت اون آقاست و هیچ فاکتور دیگه ای نقش نداشته. اینجا با مراجعه به کتاب خانومی به نام کلارا رایس که مسول یکی از تشکل های فراماسونی فعال در کنار دیگر انجمن های صد سال پیش بوده. و با استفاده از اطلاعات موجود د یادداشت ها و مقالات این کاره ها سعی شده از دید دیگه ای به این حادثه ی تاریخی و تبعاتش که تا الان هنوز درگیرش هستیم ، نگاه بشه.

به کار بردن نام " پروژه " برای این جریان حساب شده ، به جا و کاملا درسته از اونجا که نگاهی به جنبش های هماهنگ با این جریان و هدایت مستقیم این جریانها توسط سفارت های انگلستان و امریکا در تهران ؛ نشون میده که کار کارشناسی دقیق و منظمی روی این کار شده . چند گروه عمده در شکل گیری و انجام این پروژه رواج برهنگی در ایران دخالت مستقیم داشتند سفارت خانه ها رو که ذکر کردیم و اما گروههای داخلی که با هدایت سفارت خانه ها عمل می کردند که یکی خود دربارشاه و درباریان بودند و دیگری فراماسون های متشکل از اعضای درس خوانده ی اروپا  با گرایش کمونیستی بودند و گروه دیگه هم فرقه های استعماری بابی ها و ازلی ها و بهایی ها بودند که به این جریان پیوسته و جزو حامیان اصلی جریان به شمار می رفتند.به طوری که اولین گروه از زنانی که با لباس نیمه برهنه و مدلهای غربی در خیابونها علنا حضور پیدا کردند زنان همین گروه ها بودند.که برای اطلاع بیشتر هم میتونید به سرگذشت و بیوگرافی "صدیقه د.و.لت آ.بادی " و خانوم قره العین مراجعه کنید.  سفارت خونه های انگلیس و امریکا تاسیس مدارس دخترانه ، تاسیس احزاب ، تاسیس مجلات و روزنامه ها تاسیس ngo ها رو شروع کردند و جالبه بدونیم که همین ngo های باکلاس و منادی حقوق و آزادی زن که امروز با ادبیات جدید عضو گیری رسمی و غیر رسمی انجام میدن در حدود صد سال پیش هم مشغول به فعالیت بوده اند و عرق می ریختند و زحمت میکشیده اند بنگان خدا!

اما مقدم برتاسیس انجمنها و مجلات و دیگر موسساتی که گفته شد ، تاسیس مدارس دخترانه بود که از تهران شروع شد و بعد به تاسیس شعبات دیگه در شیراز و اصفهان و تبریز و شهرهای دیگه انجامید. در ابتدا هم با تاسیس مدارس  انگلیسی و امریکایی و فرانسوی برای اقلیت های مذهبی شروع شد و بعد از مدتی که جا افتادند پذیرش دختران مسلمون رو هم انجام می دادند و واقعا چه مخی بهتر از مخهای نوجوون و آماده برای شستشو دادن و فرو کردن حرفهای مردن! ؟ در کل این مدارس توسط هیات های پروتستان و کاتولیک امریکایی و انگلیسی در زمان رضا خان تاسیس شد و با حمایت خود رضا خان و با هدف تربیت دختران جوان با فرهنگ های غربی به کار خودش ادامه داد.

از فراماسونهایی که اشاره شد میشه "انجمن آهنین ایران" رو نام برد که بعد از مشروطه شروع به کار کرد و مسئول اون هم کسی نبود جز همین خانوم کلارا کولیور رایس (Clara Colliver Rice) که حالا کتابش در دسترسه. من یادداشتهایی از کتاب ایشون گزینش کردم که اینجا میارم تا دور هم به عظمت این پروژه ای که ازش حرف می زنیم پی ببریم .

" شاید ما ظرف 10 تا 20 سال در ایران حدود 2000 زن ایرانی را در کل کشور شناسایی کردیم و آنها را به نحوی با انجمن مرتبط کردیم ، تشکیلات تقریباً نیمه مخفی بود . بسیاری از آنان نباید حتی یکدیگر را می شناختند ، شعاری که برای آنان انتخاب کردیم ، آزادی دین و اندیشه و زنان بود ، رهبر ظاهریشان که سخنگوی این گروهها بود یک زن ایرانی بود که در مدرسه آمریکایی فارغ التحصیل شد و چند زن دیگر که زیر نظر لندن در ایران تربیت شده بودند و یکی دو نفر که از اروپا برگشتند ، چند نفر در دربار داشتیم . پشت پرده اتحادی از زنان انگلیسی و ایرانی قرار داشت ، این حلقه پشت پرده توسط سفارت انگلیس و آمریکا در ایران رهبری می شد ، اما سخنگویان این جریان چند خانم ایرانی بودند که بین آنان بعضی بی حجاب شدند و یکی دو نفر هم مذهبی ماندند ، ظاهر مذهبی داشتند و همان حرفهای ما را با ادبیات مذهبی می گفتند ، استدلال ما هم این بود که برای نفوذ در جامعه زنان مذهبی باید یک عده ای باشند که با ظاهر مذهبی همین حرفها را بزنند تا مقاومت نکنند و بگویند که اسلام هم همین را می خواهد بین ما و اسلام یک سوء تفاهم لفظی شده و الا ما هر دو پیشرفت زنان را می خواهیم. پیشنویس مقررات انجمن را ما می نوشتیم ، مهر انجمن دراختیار ما بود ، عناوین برنامه ها و برگه های یادداشت تصمیم های این انجمن همه زیر نظر ما تهیه می شد ولی جلوی ویترین چند خانم ایرانی اظهار نظر و سخنرانی می کردند و مقاله می نوشتند. کم کم شعبه های این اتحادیه را درتهران، اصفهان ، شیراز و ارومیه فعال کردیم ."

از این عزیزان فراماسونی به گروه دیگری هم اینجا میشه اشاره کرد به نام "حلقه چهارشنبه " که بلافاصله بعد از امضای فرمان مشروطیت توسط مظفرالدین شاه این حلقه در تهران فعال شد ، شعار اونها آزادی زنان ایران از چنگ ارتجاع مذهبی  و استبداد مردان بود ، این حلقه هم توسط چند مرد انگلیسی و آمریکایی اداره می شد ، سال بعد  یعنی 1286 ، یک مبلغ مسیحی آمریکایی به نام " پارک جردن " ، "انجمن آزادی زنان "  در تهران رو تاسیس کرد ، جناب پارک مینویسد:

 دختران دربار از جمله دو دختر ناصرالدین شاه ، تاج السلطنه و افتخار السلطنه را وارد انجمن کردیم ، جلسات می بایست مختلط و میان مرد و زن برگزار می شد ، می گفتیم اولین سد برای پیشرفت ، شکستن تابوی جدایی زنان و مردان است ، ما باید کنار هم بنشینیم با هم بگوییم و بخندیم و دوست باشیم و هر مرد و زنی می توانند با هم دوست باشند و نباید سنتهای خانوادگی ارتجاعی مانع ارتباطات دوستانه باشد . هدف این انجمن آگاهی دادن به زنان ایران است که نسبت به حقوق خود واقف باشند و حقوق خود را از مذهب و خانواده بستانند و کل جامعه ایرانی در باب حقوق و آزادی زن می بایست آگاه می شد.همکاری دربار، سفارتخانه ها و کادرهایی که در غرب تربیت شده بودند و مدارس غربی که ابتدا مسیحی و مذهبی و کم کم مدارس سکولار غربی که در ایران تاسیس شد همه کمک کرد و با پیشرفت د این راه به تدریج علاوه بر مدارس ، دانشگاهها روزنامه ها و مجلات ایران را هم تحت نفوذ گرفتیم.

گروههای دیگه ای که میشه نام برد مثلا " اتحادیه غیبی نسوان " هست که در سال 1288 در اصفهان با حمایت سفارت انگلیس تشکیل می شه، سال بعد " انجمن مخدرات وطن " در تهران که بعضی زنان بهایی و بعضی دیگر زنان درباری هستند . " شرکت خواتین ایران " ، " شرکت آزمایش بانوان " در 1299 ،در 1293 " انجمن آزادی زنان " در تهران که شرط شرکت در جلسه حضور مختلط و بی حجاب زن و مرد بوده ، 1300 روزنامه ای تولید می شده که هم بودجه و هم مطالب آن از سفارتخانه ها می آمد به نام روزنامه زنان که می خواسته برای زنان الگوسازی کنه ، اظهارات ایدئولوگ این انجمن هم جالبه که میفرماد: که تا زنان را از توهم حیا و حجاب!! خارج نکنیم و اختلاط زن و مرد عادی نشود امکان نفوذ در شبکه پیچیده جامعه کهنه ایرانی نیست ، خانواده سنتی مانع بزرگی بر سر راه ماست این نظام باید متلاشی شود.

جریانهای کمونیستی

" حزب کمونیست ایران " در کنگره1299 در بندر انزلی شاخه نسوان اعلام موجودیت می کند و فعال می شود ( جمعیت پیک سعادت نسوان ). در  1301 جمعیت زنان وطن خواه ، مجمع فارغ التحصیلان زن مدرسه آمریکایی در تهران فعال می شود . بعد از آن هم یک سلسله از مجلات و روزنامه ها علیه حجاب و خانواده تحت عنوان دفاع از زن منتشر می شود

مجلات و روزنامه ها

 بعضی از سرفصل مطالب این مجلات و روزنامه ها در هشتاد سال پیش :

" حجاب محصول هجوم تازیان به ایران بود " ، (این در حالیه که حجاب پیش از اسلام جزء سنت ایرانی بود ، در زمان ایران قبل از اسلام زنان خانواده ها ی مهم با حجاب بودند ، زنان طبقات پایین جامعه بی حجاب بودند ، یعنی حجاب یک ارزش و احترام برای آنها بود ، به حدی که گاهی حکومتها نمی گذاشتند زنان طبقات پایین باحجاب باشند ، حجاب یک مفهوم عربی نبود بلکه حجاب افراطی در ایران قبل از اسلام در بعضی طبقات بود ( پرده نشینی و خونه نشینی که اگر زن از خونه بیرون بیاید به کرامتش توهین شده)

" حجاب زنده به گور کردن زنان است"

"حجاب کفن است "

"حجاب ارتجاع و عقب ماندگی است ، اعلی حضرت پهلوی پدر تاجدار ما زنان را رها خواهد کرد"

 " با فرهنگ ارتجاعی مبارزه کنیم "

"بجای سلام علیکم از این پس عصرها بگوییم پسین نیک و روزها بگوییم روز خوش"

"در کلاسهای کالج آمریکایی تهران شرکت کنید تا با حقیقت آشنا شوید"

و بدین ترتیب لوله فاضلاب فرهنگ و ادبیات غرب رو به سمت فرهنگ و ادبیات ایران سرازیر کردند و علاوه بر فرهنگ ، زبان فارسی رو هم از کلمات تکه تکه روسی ، فرانسوی ، انگلیسی و آلمانی مملو کردند . می گفتند باید یک کاری کنیم ایرانی ها به هم پز بدهند که کدامشان به زبان ما صحبت می کنند و افتخار نکنند که به زبان فارسی و عربی صحبت کنند و این کار را بعد از یک نسل کردند و هنوز هم در افکار ما رگه هایش هست که فلانی بلده خارجی حرف بزنه ، دیگه شعور و سواد و اینها نیاز نیست  در نشریه "عالم نسوان" توضیح می دهد و می گوید :

باید کاری کنیم الگوی زن انگلیسی و آمریکایی به عنوان زن پیشرفته در برابر چشم زنان ایران مطرح شود : در وضع زندگی زنان ترکیه تبدلات خیلی خوبی پیش آمده،تغییرات بسیار مهمی در ارکان زندگی نسوان ترک درست شده ، آنها بیدار شده اند و دارند بیدار می شوند و این نقاب مقدس و زشت را دارند کنار می گذارند ، پاقچورهایی که تا مچ زنان را مسطور می داشت کم کم جای خود را به لباسهای کوتاه مد پاریس می دهد ، باید کاری کنیم زنان ایران از زنان ترکیه عقب نمانند، زنان ترکیه به حمدالله خیلی ساعی هستند، طرز فکر و کار و پوشش خواهران اروپایی خود را فرا گرفته اند ؛ دولت ترکیه دیگر نالایق و مذهبی و عقب مانده نیست ، در راه ترقی است ، چرا دختران ایران از دختران ترکیه عقب بمانند"

 چگونه مشق نگیری از آمریک و اروپ؟              که ازتمدن زن خیره شیخ و شاب شود

حجاب بر رخ زن سد باب معرفت است                  کجاست دست تمدن که فتح باب شود؟ "

 

و این تلاش و تکاپوی برنامه ریزی شده و عرق ریختن های شبانه روزی بعد از چند دهه بالاخره  به نتیجه رسیده "فتح باب!" دست تمدن توسط جناب رضاخان انجام شد و هرچند توی کشورهای اسلامی و غیر اسلامی دیگه ورق برگشته و حالا بعد از هشتاد نود سال ، دختران ترکیه از دختران ایران الگو میگیرند و امروز دختر محجبه ایرانی که خانواده و عفت و ایمان شخصی او براش مقدسه ، الگوست و در عین حال در همه عرصه های علمی و سیاسی حضور داره  اما وضع کلی زیاد چنگی به دل نمی زنه . پارسال در یکی از سایتها اومده بود که خانم بشار اسد رییس جمهور سوریه گفته که زن و دختر ایرانی الگوست ، حجابش را حفظ کرده ، خانواده اش را دودستی چسبیده ، برایش شوهر فرزندان و پدر و مادرش مهم هستند اما در عین حال در تمام صحنه ها است ، هر جا مبارزه است زن ایرانی هم هست ." به هر حال اینطور شده که به همت کج سلیقه ها و جاهلان عالم نما و به پشتوانه ی برادران و خواهران انگلیسی و امریکایی و با همکاری دوستداران فرهنگ غنی و کهن! غرب  ؛ حالا وضعمون اینه.

 

+ نوشته شده در دوشنبه 5 مرداد1388ساعت 3:6 PM توسط حسین |

فک کنم اولین مساله ای که همگی گاهی هم تو بحثهای سیاسی و هم عقیدتی و هم بحثهای حقوقی و غیره ، فراموش می کنیم واقعیتی ست که انکارش ناممکنه و همه ی بحثها و جدل ها ناچارا باید در چارچوب اون واقعیت باشه و اون نظام حاکم بر کشوری ست که داریم در اون زندگی می کنیم. خیلی هامون ، هنوز با این همه ادعا کمترین اطلاعاتی در مورد قوانین جمهوری حاکم بر خودمون نداریم و از اصل و اساس ایدئولوژیک و چرایی قوانین نظام حاکم انگار بی خبریم. یکی‏اش خواندن ِ نص ِ قانون هست که فکر نمی‏کنم این زحمت رو به خودمون داده باشیم چراکه گاهی ایرادات و اشکالاتی رو با حرارت و انرژی فراوان وارد می کنیم و سرش ساعتها با امثال خودمون بحث و جدل می کنیم که از اصل، خاصیت و جزو بنیادی ترین قوانین حکومتی ست که داره حاکمیت می کنه حالا این که اون قواننین به طبع و سلیقه شخصی ما خوش نمی آد و گاهی هم ممکنه ما رو به سختی بیاندازه دلیل نمیشه که اصل قانون همه ی مبانی پشت سرش رو زیر سوال ببریم.که اگر این شد بهتره از تغییر ر.ژیم شروع کنیم تا به جواب دلخواه برسیم!

پس اولین شرط اینه که قبول کنیم که داریم در نظام "جمهوری اسلامی ایران" زندگی می کنیم که سی سال پیش توسط اسلامگراها و با حمایت توده ی مردم برپا شده و قانون اساسی اون بر مبنای دینی به نام اسلام نوشته شده و همونطور که از اسم نظام پیداست اسلامی بودن عضو لاینفک این قانون و حکومت فعلی ست.(و این به اون معنا نیست که حالا که قوانین اسلامی شد همه ی جامعه و حکومت "اسلامی" میشه و همه چی گل و بلبله بلکه حکومت اسلامی رو مردم میسازند که اون یه بحث دیگه ای ست) جمله بالا رو دوباره تاکید می کنم خواهشا با تامل بخونید : "قانون اساسی بر مبنای قوانین دینی نوشته شده"

مسلما این وسط افرادی هم هستند که اصلا دینی نیستند یا اصل این نظام و حاکمانش رو قبول ندارند یا برخی انتقاد دارند و بعضی هم عادت کردند که این نظام رو با نظام های سکولار و لیبرال سرمایه داری مقایسه می کنند که چرا اونا اونجوری و ما اینجوری ؟ و مطمئنا تفاوتهای فاحشی می بینند و صداشون در می آد و اصلا به این اصولی که در بالا اشاره شد هیچ توجهی ندارند و اصلا به این فکر نمی کنند که یک نظام ایدئولوژیک بر پایه یک دین الهی، با یک نظام سکولار بر پایه ی منفعت و لذت و ایندیویژوالیسم زمین تا آسمون فرق داره و اصلا مقایسه این ها با هم اشتباست.

 خب حالا که راضی و ناراضی به حکم دموکراسی و احترام به اکثریت پذیرفتند که این نظام قانونی داره که بر اساس یک منشور دینی بنا شده و چه ما خوشمون بیاد چه خوشمون نیاد وظایف مدنی و شهروندی و انسانی و غیره حکم میکنه که حداقل برای جلوگیری از هرج و مرج به همین قانون احترام بگذریم می تونیم بریم سر مسایل دیگه و در مورد مختصات این حکومتی که ازش حرف می زنیم بحث کنیم. خواهشا چند خط زیر رو با تامل بیشتری بخونید:

حکومت دینی یعنی حکومتی که در عرصه ی عمومی با قوانین و نظارت و همه ی ابزارهای حکومتی در اجرای عدالت اقتصادی اجتماعی سیاسی بکوشد. حقوق و وظایف فردی و اجتماعی مردم را بر اساس شریعت تامین کند و فضیلت و ارزش های دینی را گسترش دهد و در برابر گسترش رذیلت ها در عرصه عمومی مقاومت کند. و کمک کند که هر فرد در عرصه خصوصی خود فضای رشد معنوی (و فرهنگی) را داشته باشد.(دوباره خوندنش ضرر نداره) علاوه بر این مبانی لازمه که این رو هم بدونیم که بر پایی حکومت اسلامی جزو تکالیف واجب دینی هر فرد هست و در اونجا که امکانات و موقعیت برپایی چنین حکومتی فراهم باشه شخصی که این پتانسیل رو داره "باید" بر حسب تکلیف واجب و نه مستحب و نه مباح ؛ در چنین راهی تمام تلاشش رو بکنه و این اساس مبارزه ای امام خمینی و هر مبارز اسلامی دیگه در تاریخ بوده و هست .

حالا برای درک بهتر تعاریف بالا دو واژه و مفهوم باید کاملا روشن بشه هرچند درک اونها کار زیاد سختی نیست. 1.حریم خصوصی 2.حریم عمومی.  در دولت های سکولار این تعاریف برخی جاها کاملا با تعاریف ما متفاوته و همین یکی از دلایلی ست که باعث میشه اونها که قیاس بین اینجا و اونجا رو انجام میدن در فهم مفهوم این تعاریف به اشتباه بیوفتند. اما طبق همون اصل اولیه ای که پذیرفتیم بر ماست که ببینیم تعاریف اسلام از این مفاهیم چیه همونطور که در هر مورد دیگه ای مثل تعریف حقوق بشر تعریف حقوق زن تعریف آزادی تعریف دموکراسی و غیره و غیره "باید" به اسلام مراجعه کنیم تا دچار تناقضات مرسوم نشیم.

از اسم این دو واژه پیداست که هرکدوم چه معنایی دارند . حریم عمومی یعنی خیابون پارک دانشگاه سینما و مدرسه و "رسانه"  و اصولا هر جایی که پشت در خونه ی ماست و حریم خصوصی هم درون خونه ست هر چند درون خونه هم باز حریم های فردی وجود دره که هی خصوصی تر و خصوصی تر میشه که بحث الان ما نیست و اینجا همین دو دسته بندی بزرگتر کفایت میکنه که بدونیم حریم ها و مرزهایی تعریف شده ، که به خونه ی آدمها و بیرون از اون تقسیم میشه. همونطور که گفته شد این جزو اصول هر جامعه و کشوری ست که قانون درش معنا داره. یعنی در جوامع غربی و شرقی همه جا هم حریم خصوصی وجود داره و هم حریم عمومی .  و حکومت ها از هر نوعی،  لیبرال یا سکولار یا کمونیست یا مارکسیست یا اسلامی همه هم "حق" دارند و هم "مکلف" و " موظف"اند که برای عرصه عمومی جامعه قانون وضع کنند کما اینکه این کار انجام شده و "باید" بشه. منتهی هر حکومتی بر اساس تعاریف و ایدئولوژی که داره این کار رو انجام میده و حتی برای کوچکترین مسایلی هم که به عموم مردم مربوط میشه به خودش اجازه میده که دخالت کنه و مثلا می بینیم که در سوئیس اگه کسی با زیرپیرهنی و پیژامه بیرون بیاد و شاکی داشته باشه دستگیر میشه یا  تو همین فرانسه و جاهای دیگه که داشتن حجاب در عرصه عمومی ممنوع و خلاف قانونه یا نمی دونم کدوم کشور بود که قانون وضع کرده بود کسی که آدامسش رو روی زمین بیاندازه و پلیس بگیردش زندان و جریمه و اینا داره اما اون فرد آدامسش رو تو خونه ش ، هر جا بخواد می تونه بندازه. یا مثالهای دیگه ای که هممون دیدیم و شنیدیم.

مساله دیگه ای که مطرح میشه بحث "لا اکراه فی الدین " هست که خیلی ها فقط از قرآن همین چهار کلمه رو یاد گرفته ند و برای پیشبرد خواسته هاشون و بدون اینکه حتی بدونند معنی این آیه چیه و کجا کاربرد داره و شان نزولش چی بوده دم به دقیقه استعمالش می کنند . بله در دین اجباری نیست و اصلا اجبار در دین ممکن نیست اما آیا منظور از دین در این آـیه احکام و قوانین اجتماعی بوده؟ دین در این آیه همون مفهوم مصطلحی رو میده که ما بین ما رواج داره؟ پس احکام فقهی و حقوقی اسلام که کتاب کتاب در موردشون نوشته شده و صدها احادیث و روایات موجود در مورد حکومت اسلامی و اصلا مبانی حکومتی علی با این آیه قرآن باید متناقض و یا متضاد باشه! ولی واقع قضیه این نیست. در دین اجباری نیست همونطور که در حکومت پیغمبر و ائمه مسیحیان و یهودیان با کرامت و احترام زندگی می کردند و گمونم نیاز به آوردن روایات در مورد اجرای عدالت توسط حاکمان اسلام برای همه به خصوص مسیحیان و یهودیان ؛ نباشه. در دین اجباری نیست و اصلا اجبار ممکن نیست چرا که ایمان قلبی و اعتقاد هر کس مربوط به حریم خصوصی خودشه و اون اعتقاد کاملا محترمه و اصلا حق هر فرده و حق الهی ست و قابل سلب کردن نیست.اما اونجا که یک حکومت اسلامی با قوانین اسلامی حاکم شده و مردم اون حکومت رو خواسته اند در عرصه عمومی قوانین اسلامی حاکم خواهد بود و کسی حق سرپیچی از این قوانین رو نداره.

حالا که تعریف حریم عمومی و خصوصی مشخص شد خوبه که اون چند خط بولد شده رو یه بار دیگه بخونیم. حالا باید روشن تر شده باشه که وقتی اسلام میگه که حاکمین وظیفه دارند حکومتی برپا کنند که علاوه بر زمینه ی رشد اقتصادی و رفاهی و سیاسی و.. مردم زمینه رشد "فرهنگی" و "معنوی" هم فراهم بشه ؛ یعنی چی. و این فرق عمده ی حکومت اسلامی با حکومت سکولار هستش که جامعه ی سکولار اون دو مورد معنوی و فرهنگی رو جزو وظایف خودش نمی دونه یعنی رشد معنوی و فرهنگی جامعه ش رو جزو مسایل کاملا شخصی و اخلاقی که به درون هر فرد مربوط میشه ، می دونه. اینجا اگه یه سوال ساده از خودمون بپرسیم مساله روشنتر میشه . من این سوال رو از دوست عزیزیم خانوم قدیس می پرسم که میدونم حداقل ها رو قبول داره: میخوام بدونم دختر شما در محله ای که یک " بار" بزرگ و شیک در کنار یک کازینوی بسیار مجلل و بزرگ روبروی یک فاحشه خونه ی باکلاس وجود داره و خانوم هایی که به قول شما بر حسب علاقه و سلیقه شون به طرز خیلی زننده ای لباس پوشیدند و تو خیابونای اون محل مانور می دن ، بهتر رشد می کنه و بزرگ میشه و تربیت میشه ، یا در محله ای که اینا وجود ندارند؟ (نمی خوام بگم الان همه ی محله های ما گل و بلبل چه چه می زنند و همه چیز بر وفق مراده)  حالا بازم ممکنه یک اقلیتی فک کنند اونطوری بیشتر فاز می ده و حالش بیشتره که در عقیده آزادند اما وقتی بحث جنبه عمومی پیدا میکنه این اکثریت هستش که تعیین تکلیف میکنند و گمونم معنای دموکراسی هم همین باشه. و در جوامع دیگه می بینیم که این اتفاق می افته و فاحشگی حتی رسما شغل شناخته میشه و به دولت مالیات می دن ! که اون هم دلیلش اینه که قوانین اونها بر اساس اصالت لذت و منفعت نوشته شده و مال ما نه.

مسلما اینایی که به اختصار و البته ناقص اینجا گفتم همه ی اونچه که باید دونسته بشه نیست اما گمونم حداقل ها باشه.و همه می دونیم که قوانین موجود و نحوه اجرای اونها ایرادات و اشکالاتی داره و هیچکس مدعی داشتن یک قانون بدون نقص و کامل نیست همه می دونیم که خیلی موارد باید قوانین اصلاح بشه و برخی قواننین هم باید تغییر کنه.اما اونجا که قوانین طرح شده جزو اصول و محکمات دینی که ازش حرف زدیم هستند قابل تغییر نیستند  هرچند که در نحوه ی اجرای اونها میشه بحث و تبادل نظر و اتقاد و اعتراض کرد . و " ما "و نه دولت یا حکومت به تنهایی ، ملزم به اجرای اون قوانین هستیم که این رسم کنار هم بودن و زندگی کردن با رعایت حقوق دیگران بر اساس قوانین موجود هست.همونطور که پلیس راهنمایی به نیت شما از اینکه پشت چراغ قرمز وایسادید کاری نداره و نمی پرسه شما "معتقد" به توقف کردن بودید یا برای ریا و تظاهر توقف کردید؟! باید توقف کرد تا زمانی که قانون ما رو ملزم به توقف کردن میکنه .امیدوارم دوستان دیدشون نسبت به مساله های کلانی مثل حجاب رو کمی بازتر کنند و جامع تر به مسایل نگاه کنند.

+ نوشته شده در یکشنبه 4 مرداد1388ساعت 6:18 PM توسط حسین |

کرامت زن را کسی پاس نمی دارد ٬ مگر کسی که خود بهره ای از کرامت برده باشد ٬ و جز انسان پست به زن اهانت نمی کند.

ما اکرم النسا الا کریم و ما اهانهن الا لعین (پیامبر اکرم)

 

میگویند روزی که آیه حجاب* نازل شد و خبر به گوش مردم رسید زنان مدینه احساس تشخص کردند. حالا دیگر کسی حق توهین کردن و متلک گفتن در معابر را نداشت کسی حق نگاه کردن به زن به عنوان "مال" و "آلت ا.ر.ضای شهوت" را نداشت.  "زن" پس از قرنها پرده نشینی و انزوا پس از قرنها مردسالاری و حقارت ؛ سالهایی که در ایران پیشرفته فقط زنان اشرافی و طبقات بالا "حق پوشش وارسته" را داشتند و زنان عرب حقی جز مصرف شدن و به ارث رسیدن پس از مرگ شوهرانشان، نداشتند ؛ منزلت پیدا کردند . نه به عنوان زن ، که به عنوان یک انسان ، نه به عنوان یک مادینه ، که به عنوان خلیفه خدا و اشرف جمیع مخلوقات روی زمین . و مدل پوشش اسلامی ابلاغ شد تا به زن امکان حضور شرافتمندانه و انسانی و به دور از نگاههای شهوانی و جنسی در اجتماع را بدهد و از مرد امکان نگاه توهین آمیز و خریدارانه را در محیط اجتماع و روابط علمی سیاسی فرهنگی اجتماعی ؛ بگیرد.

کاش زنانی که طوطی وار شعارهای خوش آب و رنگی که در پس آنها کثیف ترین مفاهیم بر علیه خودشان نهفته است را تکرار می کنند ؛ بدانند که اولین قربانی برهنگی حال به نام آزادی یا به نام حقوق حقه بشر و زنان یا به نام اختیار یا به نام لااکراه فی الدین یا به نام هر نام دلربای دیگری ؛ خود آنان هستند و بدانند قربانی شدن زن یعنی قربانی شدن خانواده و بعد قربانی شدن "جامعه". کاش بدانند که دادن "سرویس جنسی رایگان"به عموم مردان در سطح شهر نه تنها آنان را - از نگاه من به عنوان یک مرد – بی ارزش و مصرف شدنی جلوه می دهد بلکه اصرار و تلاش آنها برای رساندن این پیغام را می رساند که "به من به عنوان یک مادینه نگاه کنید و نه یک انسان! یک مونث مصرفی " صدای فریاد بلند احمقانه ی دختران در کوچه و خیابان شهر ما شنیدنی است وقتی با صدای بلند نگاه خریدارانه ی من و دیگر مردان را تمنا می کنند. دخترانی که ساده لوحانه بر سر به نمایش گذاشتن برجستگی های تنشان برای ما مردان مسابقه گذاشته اند و ساعتها روی نقاشی صورتشان وقت گذاشته اند تا ساعتی را که در معرض دید عموم هستند ، خوب دیده شوند و لذت دیدن و مصرف کردن را به مردان رهگذر با غرض یا بی غرض ، هدیه دهند.گمانم جامعه مردان باید از چنین دختران و زنان خدمتگزار حاضر به یراقی متشکر باشند ! که بی مزد و مواجب و بی منت به تک تک رهگذران پیر و جوان ، متاهل و مجرد با تقوا و بی تقوا هرزه و آدم حسابی سرویس جنسی رایگان می دهند و توقعی هم جز مصرف شدن و دیده شدن ندارند!

برای من یکی که واقعا سوال است برهنگی زن ، مردسالاری می آورد یا حجاب او؟ منفعت مرد در برهنگی زن است یا حجاب؟ آیا مذهب و قاموسی "فمنیست" تر از اسلام هم هست و ما بیخبریم؟ حکم بلامنازع و تکالیف مرد در تامین مطلق مالی زن و در نفقه و در اکرام بی چون و چرای زن و احکام میراث و دیه و حضانت و غیره و غیره و غیره به نفع کدام است؟مرد یا زن؟ خنده دار می شود وقتی خود زنان عامل اصلی رواج اصالت لذت و تجربه خصوصا در مواردی که مردان ذی نفع هستند، می شوند و بعد ، از مرد سالاری و پایمال شدن حقوقشان و نگاه غیر انسانی و جنسی موجود در جامعه به خود شکوه و شکایت می کنند! به خدا مضحک است که تو با ظاهرت و اعمالت به من بگویی که جدای از انسانیت ام ، به ورقلمبیدگی های  تنم توجه کن و خود به خود روابطمان بشود روابط یک "نرینه" و یک "مادینه" ، و نه یک "انسان" با "انسان" ؛  و بعد در نطق هایت از ظلمی که در روابط اجتماعی و خانوادگی می شود گله کنی!

تو را نمی دانم کجا میخواهی بروی اما رسیدن به اروپا و امریکای امروز رویای من نیست. غوطه زدن در لجن و کثافات اخلاقی و به گند کشیدن همه ی روابط انسانی از پدر با دختر گرفته تا خواهر و برادر و مرد با مرد و زن با زن ؛ رویای من یکی نیست. رویای تو را نمی دانم اما به رسمیت شناختن فاحشگی به عنوان یک شغل ، هم .جنس گرایی به عنوان یک حق ، و زاییدن فرزندان حرام زاده به عنوان یک ارزش انسانی و اخلاقی ، رویای من یکی نیست.

 

 

پینوشت1: من در کوتاه ترین شکل ممکن(و البته ناقص) حرفم رو گفتم اما برای تک تک جملات بالا می شه ساعتها بحث کرد که اگر کسی راغب بود من هم رغبت متقابلم رو اعلام میکنم

پینوشت2: خواهشا به کسی برنخوره. که همه میدونیم منظور از "حجاب" یا "پوشش" صرفا چادر نیست (هرچند پوشش برتر چادره) و منظور از " بدحجابی " امروز مدلهای هالیوودی و اجق وجق و بدن نمای مضحکی ست که رواج پیدا کرده ، و نه پوشش های معقول و متین دختران فهیم.(اما باز خواهشا کسی خودش رو گول نزنه)

 *سوره نور آیه ۳۱


به روانپریش

ببین حرف من این بود که اگه بنا رو قرار باشه بذاریم رو وسوسه های همیشگی و همه مدله اصلا همه باید بریم بمیرم چون بپوشیم وسوسه کننده ست اگه نپوشیم هم وسوسه کننده ست همونطور که در مورد امنیت هم اگه بپوشیم حتما یکی پیدا میشه که متلک بگه نپوشیم هم باز همون وضعه.بحث من نگاه کردن کلی و جامع تر به این قضیه ست یعنی شما اگه این موارد رو میگی خیلی خب علمی و آماری صحبت کن.تا تکلیف معلوم بشه ببین آمار آزار اینا بیشتره یا اونا؟ یا مثلا کلا تو اون کشورهایی که شما بودی امنیت و حرمت زن بیشتره یا اینجا؟ بله اونی که لخت تو خیابون راه میره کسی کاری بهش نداره حالا از ترس قانون یا به خاطر تکریم مقام زن! و این هم درست که اون مرد نیازی نمی بینه چون به قول تو روزانه در حال ارضا شدنه.هم تو محل کار هم بیرون هم دیسکو هم خونه ....اما به نظرت با این آزادی! حرص و ولع مردها برای ارضا شدن کمتر شده؟ یا کنترل شده؟ نه. آمار که میگه نه. وضعی هم که داریم میبینیم میگه نه. چون دیروز رابطه علاوه بر همسر با فاحشه های دیسکو بود امروز به روابط پدر با دختر مادر با پسر پسر با پسر و دختر با دختر هم کشیده شده. فک می کنی اینا حاصل چیه؟مازوخیست و مالخولیا و ف.تیش.سم و انواع سک س خشن و رابطه با حیوونای خونگی و اینا حاصل چیه؟ یعنی قراره به اینجا برسیم؟ منم قبول دارم که وضع الان وضع خوبی نیست اما گمونم از وضع اونا بهتر باشه! و هیچی که ندونم و هیچ منطقی هم که برای حجاب نداشته باشم اینو می دونم که هر کاری می کنیم , راهی که اونا رفتند رو نباید بریم.
بله مطمئنا پوشش امنیت کامل نمی آره.و همه ی ما به کیفیت بد اجرا شدن حجاب هم توسط مردم و هم اونایی که باید براش فرهنگ سازی کنند منتقد و معترضیمدر ضمن فک کنم اون سه مورد که خوبه صد مورد هم از استفاده ابزاری از حجاب موجود بود بازم اصل فلسفه و چرایی حجاب زیر سوال نمی رفت. چون اینقدر این مساله مستدل و محکم و واضحه که با اینا زیر سوال نمی ره. اون نگاهی هم که میگی مردها به زن دارند و ریشه ش رو در کودکی و رفتار مادران می بینی گمونم هر چقدر هم درست باشه بازم اصل پوشش رو زیر سوال نمی بره یعنی بگیم خب حالا که پوشوندیم بچه ها حریص شدند از این به بعد نپوشونیم تا حریص نشن! که مورد حرص و تمام نشدن شهوت مردانه رو بالا تر توضیح دادم. اینو خوبه شما بدونید که مردها بازنشستگی جنسی ندارند و اصولا قوه شهوت تمام ناشدنیه و این هدیه الهی مثل همه ی هدیه های دیگه قراره به جا و درست ازش استفاده بشه و اسلام هم دقیقا به خاطر قدرت همین قوه بوده که راه مشروعش رو کاملا باز گذاشته. ازدواج در اسلام محدودیت سنی نداره.هیچ شرطی هم جز تمایل طرفین نداره.و اگه حالا اینطوری به گند کشیده شده و هزار و یک شرایط داره دلیل بر ضعف اصل دین نیست. که زمان پیغمبر مثلا دختره میومده مسجد پیش حضرت میگفته شوهر می خوام! و پیغمبر همون موقع بلند میشده و میگفته این خانوم آمادگی ازدواج داره کی حاضره بیاد و یکی دوتا میومدن و دختر یکی رو انتخاب میکرده و مهریه هم حتی شده یاد دادن یک سوره از قران به دختر تعیین میشده و پیغمبر زمان عقد رو تعیین میکرده و تموم ! به همین سادگی. اسلام اگه از این طرف گفته که نگاه نکنید یا بپوشونید مطمئن باش عقلش رسیده که این قوه غیر قابل کنترله و تا حد جنون بعضی ها رو پیش می بره و بر خلاف مسیحیت یا بودیسم و اینا که اصلا شهوت و روابط جنسی رو جزو اعمال شیطانی میدونند و مثلا کشیش ها حق ازدواج ندارند تا به خدا نزدیک تر باشند!! اسلام به ساده ترین شکل ممکن و البته مشروع راه ارضای این قوه رو فراهم کرده و جالبه بری بخونی ببینی چه احکامی برای رابطه ی جنسی زن و شوهر در روایات هست و به چه نکاتی توجه و توصیه شده که حتی حدس هم نمی تونی بزنی. اسلام این حق رو به زن و مرد داده و اون رو واجب کرده و گفته ازدواج نصف دینه و نماز مجرد و متاهل رکعتی هفتادتا تفاوت داره! و زن رو به آراییدن خودش و عشوه اومدن و ناز کردن و لوس کردن و قر و غمزه اومدن مکلف کرده ولی برای کی؟ برای شوهرش و در حریم خونه.نه تو خیابون و برای عموم مردم! و دلیل نمیشه حالا که ما به خاطر نبود فرهنگ ازدواج و راه افتادن جوونا توخیابون خالی کردن عقده هاشون به دردسر افتادیم بیایم اسلام رو با شرایط فعلی و گندی که زده ایم وفق بدیم! همونطور که خیلی ها تو مسایل سیاسی این کار رو می کنند یعنی اسلام رو با سیاست هاشون و نه سیاست هاشون رو با اسلام سعی میکنن منطبق کنند! نچ خواهر جان این راهش نیست.

+ نوشته شده در شنبه 3 مرداد1388ساعت 7:44 PM توسط حسین |

Click & Listen




CURRENT MOON
Hossein Sh's Profile
Hossein Sh's Facebook Profile
Create Your Badge

ليست وبلاگهای به روز شده