این روزها سیاسی ننوشتن کار سختیه.دلم برای فضاهای شعرآلود منظم و مرتب و آروم تنگه.اما چه کنم که این جک و جونورهای سیاست باز  وقتی به پاچه ت می افتند راهی جز بالا و پایین پریدن برات باقی نمی مونه. بی خیالی کار سختیه. وقتی میبینی اونهایی که شعارشون عدالت و آزادی و کرامت انسانی و غیره و غیره است ابتدایی ترین مسئله ای که باید حداقل وانمود به رعایت اون بکنند رو انجام نمی دن و به بهای "یک سری کف مرتب با سوت مخلوط!"  همه فحشی رو نثار بقیه می کنند و مکثی میکنند و لبخندی و . . .که یعنی : بزن کف قشنگه رو. .!

عصر تهییج تمام شده آقایان! شعار من این نیست که " تهییج کن مرا تا حمایت کنم تو را !!" نخیر. دوره عوض شده آقا!

و وقتی راه رو گم میکنم چه خوبه که کسی هست که چندتا سخنرانی پشت سر هم بیاد و کد بده و چراغ قوه ش رو چند لحظه جلوی پام بگیره و بگه ایناها!

 

  بیربط۱