اینجا سایت خبری نیست!
طبق خبری که همینک بدستمون واصل شد مادر انقلاب پیدا شد. طبق روال در افشانی های معمول بزرگان اصلاح طلب جناب عطا خان ، مادر انقلاب رو پیدا کرده به بچه اش تحویل دادند و اسباب گریه و زاری بغل و کجا بودی ننه؟ و هندی بازی هایی از این قبیل رو فراهم آوردند. اصل خبر
۲.. در پی در افشانی های جناب پرتوی و سرکار خانوم هاشمی و دیگر مراجع سیاسی ؛ حالا که هدیه جون هم به مهندس رای می ده ، دیگر چه جای تردید است؟ هان؟ اصل خبر
۳.من دزد نیستم.! جناب کرباسچی در یک عمل افشاگرانه فرستادن یک سری ایمیل تبلیغاتی را آغاز کرده که در اولین جمله متن ایمیل انگ دزدی را که به ایشان نسبت می دهند قویا انکار می کند. که از جهاتی قابل خنده و البته تامل است. یاد آن ضرب المثل شیرین فارسی که الان بهتره یادم نیاد رو گرامی می داریم.
۴. امروز پروفسور مولانا شیراز بود و توی نشستی انتخاباتی با محور سیاست خارجی ، سخنرانی داشت. جالبی این جلسه از نظر من یکی که این روزها از توهین های پی در پی هواداران موسوی آمپرم بالاست ، این بود که حتی یک کلمه هم از سوی کسی در مورد هیچ شخص دیگری به غیر از شخص احمدی نژاد و سیاست ها و عملکردش گفته نشد که نشد.
۵. صداقت(!) ما آخر نفهمیدیم شما احساس خطر نمی کردی که سکوت کرده بودی یا اینکه تو تلویزیون راهت نمی دادن ؟ آخه علی زاهدی (تهیه کننده صدا و سیما) هم ادعا کرده که میرحسین خودش تو این مدت مصاحبه نمی کرده. که خوب اینم از اونجا که صحبت موسوی در برنامه تلویزیونی ش در این باره جنجال به پا کرد ٬ جای بررسی داره.ایضا در مورد انقلاب فرهنگی.
۷. اینم خوندنیه
پ.ن کامنت دو رفیق عزیزم آقا وحید و آقا محمد و سوالاتی که مطرح کرده بودند بهانه شد تا "مختصری" از اونچه در ذهن دارم رو روی کاغذ بیارم شاید جواب این دو عزیز و برخی دیگه رو هم داده باشم.
بقیه این پایین. ..
وحید: یه چیز برای من سوال شده این روزها....
اینکه تقریبا همه (از مسوولان این نظام) به جز جریانهایی مانند جنتی و اکیپ مربوطه که تو یه رای گیری ساده ی ملی میزان اعتماد مردم به شخص جنتی و تیم همراه روشن میشه علیه احمدی نژاد جبهه گرفتن رو به شدت نمی شه انکار کرد... این اما صورتی از یه اتفاقه که داره به نظر من در درون اتفاق می یوفته.....
دلیل عمده ی همه مخافا اینه که احمدی نژاد داره ما رو از نظر ملی و فرهنگی به یه پرتگاه غیر قابلبرگشت میبره (تقریبا جمع بندی حرفهای همه همین جمله ای بود که گفتم، مثلا فرض کن حتی امثال محسن رضایی هی تیکه و طعنه میزنن که قدرت مثلا توهم مدیریت جهان رو ایجاد کرده برای این دولت و از این حرفا)... از اون طرف دلیل عمده ی احمدی نژآد برای پاسخ گویی به این مساله اینه که ما اومدیم و دست دزدی و خیانت آقایون رو قطع کردیم و عدالت و برقرار و این حضرات تاب دیدن عدالت و بریده شدن کیسه ها و قطع شدن منابع رانت خواری و ... رو دیگه ندارن پس صداشون در اومده که البته ما نیز وقعی نخواهیم نهاد و با قدرت ادامه میدهیم.... اینم تقریبا جمع بندی کل حرفای محموده.... اینکه داشتن کشور رو میفروختن و من اومدم نذاشتم واینا....
سوال ساده ی من اینه
1- کدوم از این دو تا حدودا منطقی تر جلوه میکنه؟ اینکه همه ی آقایون دزد بودن؟ اون وقت سوال بعدی که پیش می یاد نقش و دلیل و کارکرد آقای خ.ام.ن.ه ای به عنوان ره.بر این انقلاب کجا میره؟ به قول او معلممون که هی میگفت "تف سر بالا، تف سر بالا" این حرف محمود تف سربالای ناجوریه و علاوه بر ره.بر این نظام همه هست و نیست کشور رو زیر سوال میبره و عواقب ناجوری داره که خودت میدونی
اینکه همه رو متهم کنی به بریده شدن و برچیده شدن کیسه ها و لذا اعتراض و تخریب و .....
همین برای من سوال مهمیه... چرا؟ چرا تقریبا همه علیه محمود هستن؟ توجیه محمود از این قصه چیه؟ همون حرف رو میخواد بازم تکرار کنه که گفتم به کجا ها میرسه و اگر نه دلیل عمده چی میتونه باشه؟
آدم
این که به دنبال این باشی که دریابی که واقعا چرا احمدی نزاد طی این چهار سال اینقدر وجهه ی بدی پیدا کرد که الان به قول تو "همه" باهاش مخالفت کنند ؛ از نظر من خیلی ارزش داره و بهت کمک می کنه که در مورد شخص ایشون بهتر قضاوت کنی. اگر خیلی کلی و خلاصه بخوام بگم دلیل عمده وجهه ی بد ایشون "خود زنی های " پی در پی احمدی می تونه باشه که از تصویب سهمیه بندی بنزین شروع شد و عامه مردم از اونجا که قرار بود به سختی بیوفتند صد در صد مخالفت کردند و حادثه ی به آتش کشیدن پمپ بنزین ها رو دیگه مطمئنم که می تونیم به خاطر بیاریم. و سفرهای استانی و تصویب طرحها و لایحه های گوناگون دیگر که با ارتباط یا بی ارتباط به نام رییس جمهور تمام شد و . . . . . همین جرقه ها کافی بود که سایت های مخالف نظام طبق معمول از براندازی حکومت خبر بدند .برای داخلی ها هم که از یک سوتی در یک سخنرانی افتضاحی ملی می سازند این آب گل آلود فرصتی بسیار مناسبی بود که عصابنیت خودشون رو با عوام فریبی و متشنج کردن جو و حمله به دولت ، از نه گفتن ملت به اصلاح طلبان هم در انتخابات مجلس و هم دولت ابراز کنند. یک سویه شدن مجلس و دولت در اینجا یعنی حذف تمامی نخاله هایی که فقط به دنبال آشوبهای سیاسی و دعواها و اعتصابها و تحصن های پی در پی هستند. یک سو شدن مجلس و دولت در جهت اصول گرایی یعنی نزدیک تر شدن به شعارهای انقلاب یعنی هر چه بیشتر "دینی" شدن این حکومت که در برهه های مختلف زمانی نام "اسلامی" رو بیهوده و بی خاصیت یدک می کشید و این یعنی ضرر کشورهایی که منفعت اونها در سکولار شدن جامعه ماست. یک سو شدن مجلس و دولت یعنی حذف سکولاریسمی که از 76 تا 84 روز به روز قدم به قدم به اون نزدیک تر شدیم . یعنی حذف شعارهای جوامع لیبرال دموکراسی به اسم شعارهای انقلاب و جایگزین شدن و برگشت به شعائر اصلی این انقلابی که برای ما شاید لوث شده باشه اما هنوز که هنوزه در باره ی تاثیر همین انقلاب کلیشه ای در فرو پاشی شوروی کتاب می نویسند. همون شعارهایی که امریکای مرکزی رو که روزی به گفته ی خود وزیر امور خارجه امریکا ، حیاط خلوت امریکا بود رو میشورونه و امروز دست امریکا و زرسالاران یهودی از منافعشون در اون مناطق و ایضا لبنان و ایضا سوریه و غیره و غیره و غیره کوتاهمیشه. من گاهی تعجب می کنم یعنی اینقدررررررر دور از ذهنه که کشوری مثل امریکا با اون سابقه برای تامین منافعش در چند کشور "خرج" بکنه و حمایت بکنه و تاثیر بگذاره اونم به هر ابزار ممکن؟ هر عقل منفعت طلب دیگه ای هم بود حاضر بود مثلا 20 درصد خرج کنه تا بعدا 20 برابر رو سود ببره. این کجاش اینقدر عجیب و دو ر از ذهنه که هر وقت به کسی در این مورد چیزی میگی پوزخندی تحویلت می ده که برو بابا دلت خوشه؟ چرا فک می کنیم اینها همه توهم توطئه است؟
چرا باید دور از ذهن باشه اگر بگیم که این هایی که امروز مخالف احمدی هستند همانهایی اند که این موج عظیم تبلغاتی بردتشان و فکر می کنند "حق" با آنها ست که تریبون قوی تری دارند؟ چرا حق با آنهاست که سر و صدای بیشتری می کنند؟ و اونها که از این هجمه حمله بی خبرند و تحت تاثیر نیستند کسانی هستند که زندگی راحت تر رو به زندگی با محدودیت های دینی ترجیح می دند. خودت باید بهتر بدونی که "اسلام دین آسونی که نیست هیچ سخت هم هست" مطمئنن خوردن و چپاول کردن حال بیشتری از نخوردن و قناعت کردن می دهد. همینطور نداشتن روسری در تابستان از داشتنش و همینطور زدن از جیب خود و کمک به نیازمند از زیپ جیب رو بستن و بی خیالی طی کردن. و همینطور و همینطور. . . .
من نه کرم نه کور و نه چشم و گوشم رو به قول ممد به روی رسانه های مخالف گو و تخریبگر و منتقد بسته ام. سالهاست که کیهان رو بدون شرق (در سالهای گذشته) یا اعتماد ملی و اعتماد نمی خرم و اگر صدای ایران رو می شنوم تحلیل های بی بی سی رو هم گوش می دم و غیره . . نه از ضعف ها و سوتی های احمدی بی خبرم و نه منکر اونها هستم هم در اقتصاد هم در سیاست هم در فرهنگ و به خصوص در فرهنگ. اما انتخاب من انتخاب شخص دکتر محمود احمدی نژاد با قد کوتاه و ریش نامرتب و ادبیات سخنرانی های معلم های کلاس اول نیست. انتخاب من انتخاب جریانی است که شعارهاش و عملکردش از کاندیداهای دیگه به احکام نهج البلاغه نزدیکتره. ما گاهی فراموشمان می شه که چه حکومتی با چه عنوانی بر سر کاره و قانون اساسی که همه دم از اجرای اون می زنند براساس کدام دین و آیین و بر اساس کدام اخلاقیات و فرهنگی نوشته و تصویب شده. گاهی یادمون میره که برای انتخاب علاوه بر اخبار سایتها و بلاگها و شبکه ها لازمه که به قرآن و نهج البلاغه و روایات و گزارشهای پیامبری که بر اساس دین "او" قانون ما نوشته شده هم سری بزنیم. ببینیم حکومت اسلامی که علی آرزوی برپایی و ثبات مادام العمر اون رو داشت چیه؟ چی گفته ؟چی می خواد؟ بعد احتمالا بر سر اینکه جناحی بر سر کار بیاد که گفتمانش دورتر از از این دین و آرمانهاش باشه یا جناحی که همسو با این آرمانها که خود باعث سرعت بخشیدن به جلوروی و پیشرفت به خاطر همسو بودن با همون قانون اساسی ، کمی تامل خواهیم کرد و بعد انتخابی به این بزرگی در این برهه ی حساس که در تمام معادلات جهانی تاثیر خواهد گذاشت رو به ممیزی کتابها (که خود در جاش امر مهمی است) یا گشت ارشاد و یا تیپ و قیافه و یا فی.ل.ترینگ یا ضعف های کوچک و بزرگ دیگر که قابل رفع و برطرف شدن است ، نمی فروشیم.
کاش کمی از دکتر ها یاد بگیریم و وقتی دملی یا زخمی میبینیم فقط پوماد و قرص تجویز نکنیم و به دنبال علت بروز اون دمل بگردیم.
این روزها حرف و خبر زیاد هست اما دلایل بروز خبر از خود خبر قابل توجه ترند برای اونها که اهل فکر و تحلیل اند.