مطبوع ترین عطر پاییزی ، بوی گِل باران خورده ای است که با بوی شلغم روی اجاق قاطی شود و توی همه ی خانه بپیچد.

شلغم

و تو پشت میز توی اتاقت کنار پنجره بنشینی و با دودستت کله ی داغ شده از این عطر را ثابت نگه داری و "خمار چشم" به خیابان روبروی پنجره ات خیره شوی و هی با خودت زمزمه کنی که: نه! هیچ کس قرار نیست از این خیابان روبرویی یقه ی کاپشن اش  را بکشد روی سرش و زیر باران شلپ شلپ بدود و تو آمدنش را نگاه کنی . نچ ، هیچ کس قرار نیست از این خیابانِ روبرویِ پنجره ات از راه برسد.