د+ر+د
من: دلم گرفته بود همینطوری شماره تو رو گرفتم یکم حرف بزنیم
- خوب کردی . راستی امروز قلم رو. . . .
من : امشب می دونی چه ...
- بیخی شنیدی احمدی دوباره . .
من : دیروز بی خودی یاد مشهدی که با هم رفتیم افتاده بودم دلم هوای آرامش اونجا رو کرد اون دوتا پسره رو یادته؟(خنده) تابستون شاید. . .
- گفتی تابستون شنیدی وزیر نیرو چی . . .
من : شاید برم . خواستم ببینم برنامه ت . . .
- پسر یه چیزی بت میگم دیگه عمرن طرفداری از این یارو. . .
من: محمد هم رفت خدمت شنیدی که؟ افتاده تهران
- تهران رو که آقایون به. . .
من : خسته م شاید برم
- مشهد؟
من : نه به قول طرف شاید از این دیار!
- طرف کیه؟ آقاتون؟
من : نه. . خوش باشی.
- . . ..
پ.ن : امشب لیله الرغایب است.
+ نوشته شده در پنجشنبه ۴ تیر ۱۳۸۸ ساعت 10:56 PM توسط حسین